ترجمه "modulo" به فارسی
فرم, سیستم, مدول بهترین ترجمه های "modulo" به فارسی هستند.
modulo
noun
verb
masculine
دستور زبان
Un documento o un modello vuoto compilabile dall'utente. [..]
-
فرم
A questo riguardo i proclamatori dovrebbero portare con sé uno o due moduli.
مبشّران باید یک یا دو فرم پیگیری همراه خود داشته باشند.
-
سیستم
nounراه تعریف شده از بازی یک تیم فوتبال
Il cervello comunica con il modulo di intelligenza artificiale e...
و بعدش مغزش به سیستم هوش مصنوعی عکس العمل نشون میده و...
-
مدول
struttura algebrica
Il dispositivo per la connessione è qui, tra i moduli di connessione.
سخت افزاري که براي اتصال استفاده مي شه اينجاست. در مدول هاي اتصال
-
کنترل فرم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modulo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "modulo" با ترجمه به فارسی
-
ماجول کلاس
-
مدول برشی
-
برنامهنویسی پودمانی
-
صفحه خورشیدی
-
فرم داده ها
-
حافظه پنهان فرم ها
-
منطقه فرم
-
الگوی فرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن