ترجمه "moglie" به فارسی
زن, hamsar, khânom بهترین ترجمه های "moglie" به فارسی هستند.
moglie
noun
feminine
دستور زبان
Donna sposata.
-
زن
nounهمسر مونث یا زن
Una moglie ebrea capace aveva anche un’ampia discrezionalità nel ‘vigilare su ciò che avveniva nella sua casa’.
یک زن یهودی قابل، همچنین در ‹توجه نمودن به رفتار اهل خانهٔ خود،› از آزادی قابلملاحظهای برخوردار بود.
-
hamsar
noun feminine -
khânom
-
ترجمه های کمتر
- zan
- ʼayâl
- خانم
- زوجه
- عیال
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moglie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moglie" با ترجمه به فارسی
-
ربکا
-
خارش هفتساله
اضافه کردن مثال
اضافه کردن