ترجمه "molle" به فارسی
narm, shol, tar بهترین ترجمه های "molle" به فارسی هستند.
molle
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
narm
-
shol
-
tar
adjective -
نرم
adjectiveAvvisatemi quando riuscirete a non far diventare molle la pizza nel microonde.
بهم خبر بده وقتی پیتزارو طوری اصلاح کردی که تو مایکروویو نرم نشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "molle" با ترجمه به فارسی
-
fanar · فنر
-
انگیزه اصلی · دلیل اصلی · سبب عمده · شاه فنر
-
تردید · دو دلی
-
علوم نرم
-
صدفهای نرم · صدفهای نرمتن دوکفهای
-
صدفهای نرم · صدفهای نرمتن دوکفهای
-
تخممرغهاي بدون پوسته · تخمهای با پوسته نرم · غشاهای پوسته تخم مرغ · پوسته تخم مرغ
-
پاسياهي (گياهان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن