ترجمه "molti" به فارسی
زیاد, چندین, بسیار بهترین ترجمه های "molti" به فارسی هستند.
molti
adjective
دستور زبان
-
زیاد
nounMio padre non mangia molta frutta.
پدرم زیاد میوه نمیخورند.
-
چندین
determinerAlcuni re cananei si unirono all’esercito del re Iabin, che probabilmente era il più potente tra loro.
چندین پادشاه کنعانی با پادشاه یابین که احتمالاً در میانشان پرقدرتترین بود، همدست شدند.
-
بسیار
determinerLe frasi ci possono insegnare molto. E molto di più delle semplici parole.
جملات چیزهای زیادی به ما میآموزند. بسیار بیشتر از کلمات.
-
خیلی
determinerMiguel non aveva paura di lui, ed era molto curioso.
میگوئل از او نمی ترسید و خیلی کنجکاو بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " molti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "molti" با ترجمه به فارسی
-
بعداً میبینمت · به امید دیدار · می بینمت
-
besyâr · kheili · ziyâd · بسیار · بسیاری · خیلی · خیلی زیاد · دیر · زیاد · چندین
-
bishtar
-
سیستم چندپیکره
-
هرچه زودتر
-
تشکر فراوان
-
دیگر
-
karâran
اضافه کردن مثال
اضافه کردن