ترجمه "monotonia" به فارسی
بی تنوعی, همانی, یکنواختی بهترین ترجمه های "monotonia" به فارسی هستند.
monotonia
noun
feminine
دستور زبان
-
بی تنوعی
noun feminine -
همانی
noun feminine -
یکنواختی
noun feminineLa mia esistenza era torturata dalla monotonia, una realtà spesso difficile da sopportare.
وجودم با یکنواختی شکنجه میشد، واقعیتی که اغلب بیش از حد تحمل بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monotonia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن