ترجمه "morbo" به فارسی

ناخوشی, بیماری, بیماری همه گیر بهترین ترجمه های "morbo" به فارسی هستند.

morbo noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناخوشی

    noun masculine
  • بیماری

    noun masculine

    Cinque anni fa mi è stato diagnosticato il morbo di Parkinson.

    خوب، پنج سال پیش، بیماری پارکینسون در من تشخیص داده شد.

  • بیماری همه گیر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • عالم گیر
    • علت
    • مرض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " morbo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "morbo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "morbo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه