ترجمه "morto" به فارسی
مرده, mordé, جسد بهترین ترجمه های "morto" به فارسی هستند.
morto
adjective
verb
noun
masculine
دستور زبان
Non è vivo; sprovvisto di vita. [..]
-
مرده
noun masculineMeglio un asino vivo che uno scienziato morto.
یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.
-
mordé
-
جسد
noun masculineAlla sua morte venne imbalsamato e posto in un feretro in Egitto.
پس از مرگ در مصر، جسد یوسف را مومیایی نموده، در تابوت گذاشتند.
-
ترجمه های کمتر
- شخص متوفی
- شق
- لاشه
- مرحوم
- نعش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "morto"
عباراتی شبیه به "morto" با ترجمه به فارسی
-
اعدام کردن
-
ajal · fanâ · fout · marg · vafât · مرگ · موت · وفات
-
حق مردن
-
علت مرگ
-
زبان مرده
-
دارم میمیرم
-
تجربه نزدیک به مرگ
-
سندروم مرگ ناگهانی نوزاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن