ترجمه "moto" به فارسی
حرکت, harekat, ادا بهترین ترجمه های "moto" به فارسی هستند.
moto
noun
masculine
feminine
دستور زبان
-
حرکت
nouncambio di posizione de un oggetto in relazione al tempo e ad un punto di riferimento
Dato che si muovono così in fretta, la relatività dice che il moto interno è invece molto lento.
چون سرعت حرکت اونها زیاده نسبیت می گه که حرکات داخلی اونها آروم می شند.
-
harekat
-
ادا
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشاره
- انقلاب
- سرکشی
- قیافه
- قیام
- موتورسیکلت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "moto" با ترجمه به فارسی
-
انحراف مسیر · تقدم · پیشروی
-
جتاسکی
-
لایه مرزی
-
نوسانگر هماهنگ
-
تکانه
-
جت اسکی · جتاسکی
-
حرکت خاص
-
حرکت خطی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن