ترجمه "mucchio" به فارسی

kappé, kharman, koppé بهترین ترجمه های "mucchio" به فارسی هستند.

mucchio noun masculine دستور زبان

Grande numero o quantità di cose non poste in pila.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kappé

  • kharman

  • koppé

  • ترجمه های کمتر

    • tudé
    • توده
    • اجتماع
    • اختلاط
    • تعدد
    • توده کاه
    • جمعیت و ازدحام
    • درهم ریختگی
    • دسته
    • دودکش
    • زیاد
    • سیل کلمات
    • سیلاب
    • شلوغی
    • فراوان
    • فراوانی
    • مشتی
    • نیروهای ارتشی
    • کوت
    • کوه
    • کوهستان
    • کوهستانی
    • کپه
    • گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mucchio " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "mucchio" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه