ترجمه "mungere" به فارسی
دوشیدن, dukhtan, dushidan بهترین ترجمه های "mungere" به فارسی هستند.
mungere
verb
دستور زبان
-
دوشیدن
VerbQuando il mio orologio segna le cinque di mattina so che mio padre sta andando a mungere le mucche.
'وقتی ساعتم ۵ صبح را نشان میدهد، میدانم که پدر در راه برای دوشیدن گاو ها است.
-
dukhtan
-
dushidan
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mungere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mungere" با ترجمه به فارسی
-
آزوكيا مونگو · فازئولوس مونگو لين · ویگنا مونگو
-
ماش سبز · ماش طلایی · ماشهای سیاه
-
آزوكيا رادياتا · فازئولوس اورئوس · فازئولوس رادياتوس · فازئولوس مونگو اوكت · ویگنا رادیاتا
-
لوبیای هندی · ماش سياه
-
آزوكيا مونگو · فازئولوس مونگو لين · ویگنا مونگو
-
لوبیای هندی
-
آزوكيا مونگو · فازئولوس مونگو لين · ویگنا مونگو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن