ترجمه "naso" به فارسی
بینی, بينی, دماغ بهترین ترجمه های "naso" به فارسی هستند.
naso
noun
masculine
دستور زبان
-
بینی
nounعضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد
La risposta è soldati carini e coccolosi con grossi nasi piatti.
جواب میشه سربازهای نرمالو با بینی های بزرگ صاف.
-
بينی
noun masculine -
دماغ
nounTutti dovrebbero credere nel proprio naso.
هرکس باید دماغ خود را لمس کند.
-
ترجمه های کمتر
- bini
- damâgh
- پوزه
- حس بویایی
- حس شامه
- حفره بيني
- خوندماغ
- سوراخهای بيني
- نس
- پرههاي بيني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "naso"
عباراتی شبیه به "naso" با ترجمه به فارسی
-
سوراخ کاری بینی
-
خون دماغ · نزف الدم
-
پولیپ بینی
-
ناسی گورنگ
-
آب ریزِشِ بینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن