ترجمه "necessario" به فارسی
ضروری, لازم, lâbod بهترین ترجمه های "necessario" به فارسی هستند.
necessario
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Ciò che occorre per soddisfare un bisogno. [..]
-
ضروری
adjectivePuò darsi che per qualche ragione non abbiate ritenuto necessario o opportuno fare un’introduzione formale del versetto.
حال، ممکن است به دلایلی ضروری ندانی و یا نخواهی برای معرفی آیه مقدمهای بیاوری.
-
لازم
adjectiveMa dato che non esistono, è necessario fabbricarli.
اما چنین چیزی وجود ندارد. بنابراین لازم شد که آنها را بسازم.
-
lâbod
-
ترجمه های کمتر
- lâzem
- moqtazi
- nâgozir
- vâjeb
- zaruri
- شرط لازم
- لازمه
- بایا
- بایسته
- ضرورت
- ضروري
- لزوم
- نیاز
- چیز ضروری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " necessario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "necessario" با ترجمه به فارسی
-
نظریه ارزش کار
-
لازم و کافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن