ترجمه "netto" به فارسی
khâles, تيز, دخل بهترین ترجمه های "netto" به فارسی هستند.
netto
adjective
adverb
masculine
دستور زبان
Eseguito in maniera energica e decisa.
-
khâles
-
تيز
Eseguito in maniera energica e decisa.
Un'ascia o un'accetta o un machete fanno dei tagli netti e ben definiti.
يه تبر يا ساطور ياکارد بزرگ و سنگين بريدگي هاي تيز و قابل شناسايي ايجاد مي کنه
-
دخل
noun
-
ترجمه های کمتر
- درآمد
- مال
- مختصر
- منفعت
- موجز
- پول
- کم حرف
- کوتاه ومختصر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " netto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "netto" با ترجمه به فارسی
-
سرمایه در گردش
-
ارزش انرژی · ارزش كالري · انرژي خالص · انرژي قابل سوخت و ساز · انرژي قابل هضم · محتواي انرژي
-
ارزش زيستي پروتئين · ارزش پروتئين · نسبت كارايي پروتئين · پروتئين قابل هضم · کاربرد خالص پروتئین · کیفیت پروتئین
-
دخل · درآمد · مال · منفعت · پول
-
دخل · درآمد · مال · منفعت · پول
-
mey · shahd · ʼasal · شربت · شهد
-
شکافتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن