ترجمه "neutralità" به فارسی
بيطرفی, بیطرفی, خلوص بهترین ترجمه های "neutralità" به فارسی هستند.
neutralità
noun
feminine
دستور زبان
-
بيطرفی
noun feminine -
بیطرفی
nounposizione nelle relazioni internazionali
I fratelli hanno dovuto spiegare la loro neutralità a soldati croati, serbi e a varie armate musulmane.
برادران، مجبور بودند برای کرواسیها، صِربها و چند لشکر مسلمان توضیح دهند که موضع بیطرفی دارند.
-
خلوص
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " neutralità " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "neutralità" با ترجمه به فارسی
-
بیطرفی نت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن