ترجمه "nonna" به فارسی

مادربزرگ, mâdar bozorg, مادر بزرگ بهترین ترجمه های "nonna" به فارسی هستند.

nonna noun feminine دستور زبان

La madre di uno dei genitori di qualcuno.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مادربزرگ

    noun

    La madre di uno dei genitori di qualcuno.

    Mia nonna non ha mai cambiato il suo stile di vita.

    مادربزرگ من هیچ گاه مدل زندگی اش را عوض نکرد.

  • mâdar bozorg

  • مادر بزرگ

    noun feminine

    Le nonne amano regalare le loro cose ai nipoti.

    مادر بزرگ ها دوست دارن اين چيزها رو به نوه هاشون هديه بدن.

  • ننه

    noun feminine

    Mia nonna faceva un fritto di asino e verdure con i controcazzi.

    ننه بزرگم همیشه گوشت الاغ با سبزیجات سرخ میکرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nonna " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nonna"

عباراتی شبیه به "nonna" با ترجمه به فارسی

  • مادربزرگها
  • اصل و نسب · مادربزرگها · نیاکان · همنياكان · پدربزرگها
  • پدر بزرگ و مادر بزرگ
اضافه کردن

ترجمه های "nonna" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه