ترجمه "nord" به فارسی
شمال, shomâl, شمالی بهترین ترجمه های "nord" به فارسی هستند.
Uno dei quattro punti cardinali, specificamente a 0°, diretto verso il Polo Nord.
-
شمال
nounUno dei quattro punti cardinali, specificamente a 0°, diretto verso il Polo Nord. [..]
Quindi, nell’adempimento della profezia, l’infuriato re del nord dirige una campagna contro il popolo di Dio.
از اینرو، هنگام تحقق این نبوت، پادشاه خشمگین شمال بر ضد امت خدا وارد عمل خواهد شد.
-
shomâl
-
شمالی
adjectiveTom abita nella Carolina del Nord.
تام در کارولینای شمالی زندگی می کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nord (Portogallo)
"Nord" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nord در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "nord"
عباراتی شبیه به "nord" با ترجمه به فارسی
-
ایرلند شمالی
-
داکوتای شمالی
-
داکوتای شمالی
-
داکوتای شمالی
-
اقیانوس آرام شمال شرقی
-
استانهای شمال شرقی (یو.اس.آ)
-
شمال کاله
-
آمریکای شمالی