ترجمه "nuova" به فارسی
تازه, جدید, خبر بهترین ترجمه های "nuova" به فارسی هستند.
nuova
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
تازه
adjective femininePensavo che ti piacesse imparare cose nuove.
فکر کردم دوست داری چیز های تازه یاد بگیری.
-
جدید
adjectivePreferisco tradurre vecchie frasi piuttosto che aggiungerne di nuove.
ترجیح میدهم جملات سابق را ترجمه کنم تا این که جملات جدید اضافه کنم.
-
خبر
noun feminineTu e la tua nuova famiglia eravate su tutti i notiziari.
اسم تو و خانواده جديدت توي همه خبرها هست.
-
نو
adjectiveHo lasciato usare a mia sorella il mio nuovo computer.
من به خواهرم اجازه دادم تا از کامپیوتر نو ام استفاده کند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuova " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Nuova
adjective
feminine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Nuova" در فرهنگ لغت ایتالیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Nuova در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "nuova" با ترجمه به فارسی
-
فورمیوم تناکس · كتان نيوزیلند · کنف نيوزیلند
-
جهان نو
-
زلاند جدید · زلاند نو · نیوزلند · نیوزیلند
-
نیومکزیکو
-
ماه نو · نوماه · هلال
-
نیو ساوت ولز
-
وانوآتو
-
نیوزیلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن