ترجمه "occhi" به فارسی
چشم, چشمها, تركه جوانهدار بهترین ترجمه های "occhi" به فارسی هستند.
occhi
noun
masculine
دستور زبان
-
چشم
nounDelle lacrime le riempivano gli occhi.
اشک چشمان او را پر کرده بود.
-
چشمها
Delle lacrime le riempivano gli occhi.
اشک چشمان او را پر کرده بود.
-
تركه جوانهدار
-
ترجمه های کمتر
- جوانهها
- شبكيه
- عدسيهاي چشم
- قرنيه
- مردمك
- ملتحمه
- پلك سوم
- پلكها
- چشمكها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " occhi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "occhi" با ترجمه به فارسی
-
طاووس
-
چشم غیرمسلح
-
چشم انسان
-
مردمك (چشم)
-
چشم طوفان
-
گربه در انبان فروختن
-
جبهه
-
از دل برود هرآنکه از دیده برفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن