ترجمه "ogni" به فارسی
هر, har, هر یک بهترین ترجمه های "ogni" به فارسی هستند.
ogni
adjective
-
هر
determinerLa gallina depone un uovo quasi ogni giorno.
آن مرغ تقریبا هر روز روی یک تخم می نشیند.
-
har
determiner -
هر یک
determinerOgni pecora è preziosa proprio come lo è ogni parte del corpo umano.
هر یک از اعضای جماعت مانند عضوی از بدن پراهمیت است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ogni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ogni" با ترجمه به فارسی
-
در هر حال · در هر صورت · گرچه
-
در هر حال · در هر صورت
-
gâh-gâh · gâhgâhi · har az gâh · هر از گاهی · گاه به گاه · گهگاه
-
har-vaât
-
گرچه
-
الوعده وفا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن