ترجمه "oliva" به فارسی

زیتون, zeitun بهترین ترجمه های "oliva" به فارسی هستند.

oliva adjective noun feminine دستور زبان

Piccolo frutto ovale dell'ulivo, Olea europaea.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زیتون

    noun

    Piccolo frutto ovale dell'ulivo, Olea europaea.

    Questo non significa che sia per le verdure o per l'olio di oliva.

    اون به این معنی نیست که مصرف سبزیجات و روغن زیتون باعث اون شده.

  • zeitun

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oliva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "oliva"

عباراتی شبیه به "oliva" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "oliva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه