ترجمه "ombra" به فارسی

سایه, سايه, sâyé بهترین ترجمه های "ombra" به فارسی هستند.

ombra noun verb feminine دستور زبان

Quantità minima, piccola traccia. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سایه

    noun

    descrizione psicologica dell'ombra umana,che zignificato puo'avere?

    Se osservate nel cerchietto rosso, quella zona ombrata non si dovrebbe trovare lì.

    اگه به بیضی قرمز رنگ نگاه کنی، این سایه نباید اونجا باشه.

  • سايه

    noun

    Elemento o particolare oscuro che genera sentimenti negativi come timore, fastidio, sospetto.

    Ogni luce che entra viene estinta dalle ombre che vi abitano.

    هر نوري که وارد اونجا بشه توسط سايه هايي که اونجان از بين ميره.

  • sâyé

  • ترجمه های کمتر

    • zell
    • روح
    • شبح
    • ابهام
    • اشاره
    • تخیل
    • تیرگی
    • گمنامی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ombra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ombra"

عباراتی شبیه به "ombra" با ترجمه به فارسی

  • درختان سايهاي · گیاهان سایهساز
  • درختان سايهاي · گیاهان سایهساز
  • دلیجان
  • شبهقيمتهاي · هزينههاي بالاسری · هزينههاي واقعی · هزینهها
اضافه کردن

ترجمه های "ombra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه