ترجمه "operaio" به فارسی
kârgar, ʼamale, کارگر بهترین ترجمه های "operaio" به فارسی هستند.
operaio
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Lavoratore dipendente che svolge un'attività lavorativa di tipo manuale, specialmente nell'industria.
-
kârgar
-
ʼamale
-
کارگر
noun masculineGli operai costruirono la casa.
کارگر خانه را ساخت.
-
ترجمه های کمتر
- از طبقه کارگر
- استادکار
- عمله
- كارگري
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operaio " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "operaio" با ترجمه به فارسی
-
کارگران صنعتی · کارگران کارخانه
-
زنبورهای کارگر · كارگرها
-
جنبش کارگری
-
حزب کارگران متحد لهستان
-
طبقه كارگري
-
كارگرها · كارگرها (مورچهها) · مورچهها · مورچگان
-
حزب کارگران سوسیالیست اسپانیا
-
زنبور عسل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن