ترجمه "operazione" به فارسی
جراحی, عمل, عملیات بهترین ترجمه های "operazione" به فارسی هستند.
operazione
noun
feminine
دستور زبان
-
جراحی
nounStavo subendo una piccola operazione, e la mia mente era sotto anestesia.
یک جراحی کوچک داشتم، و مغز من داشت از مواد بیهوشی پر میشد.
-
عمل
nounSe c'è solamente una operazione per una malattia, si sa che funziona.
اگر یک عمل برای یک بیماری وجود باشد ، و شما می دانید که این مناسب است.
-
عملیات
nounLei mi serve qui, a gestire le operazioni globali.
من می خوام تو همه ی عملیات جهانی ما رو از اینجا اداره کنی.
-
ترجمه های کمتر
- ʼamal
- معامله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " operazione " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Operazione
-
عملیات
nounیک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا
Quindi ora rispondo a lei, Capo delle Operazioni Navali?
پس ، از این به بعد قراره به تو جواب پس بدم ، فرمانده عملیات دریایی ؟
تصاویر با "operazione"
عباراتی شبیه به "operazione" با ترجمه به فارسی
-
عمل دستی · عملیات دستی
-
عملهاي جراحي روي جانوران · عملهای جراحی
-
پرچین
-
عملیات نظامی
-
كندوداري
-
عملهاي جراحي روي جانوران · عملهای جراحی
-
عملیات بیتی
-
عملکردهای اصلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن