ترجمه "opponente" به فارسی
رقیب, مبارز, مخالف بهترین ترجمه های "opponente" به فارسی هستند.
opponente
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
رقیب
noun -
مبارز
noun -
مخالف
nounGiona invece si imbarcò su una nave che andava nella direzione opposta.
یُونُس به جای رفتن به نِینَوا سوار کشتیای شد که در جهت مخالف حرکت میکرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opponente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "opponente" با ترجمه به فارسی
-
azdâd
-
bar-khalâf · mokhâlef · zedd · ضد · نقيض
-
جنس مخالف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن