ترجمه "ordinamento" به فارسی
ترتیب چیدن, جور کردن, مرتب سازی بهترین ترجمه های "ordinamento" به فارسی هستند.
ordinamento
noun
masculine
دستور زبان
-
ترتیب چیدن
-
جور کردن
mettere in ordine un insieme di oggetti
-
مرتب سازی
È partito con cose del tipo valutazione dei rischi per le richieste di prestito, ordinamento della posta tramite lettura dei codici postali scritti a mano.
چیزهایی مانند ارزیابی ریسک اعتباری درخواست وام، مرتب سازی نامه ها با خواندن کد پستی هایی که با دست نوشته شدند.
-
کهنوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ordinamento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ordinamento" با ترجمه به فارسی
-
مرتبسازی خارجی
-
الگوریتم مرتبسازی
-
تناوب علوفه و غله
-
مرتبسازی مقایسهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن