ترجمه "orecchia" به فارسی
گوش, جناح بهترین ترجمه های "orecchia" به فارسی هستند.
orecchia
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
گوش
noun f-pPossiamo solo immaginare cosa avrà provato quando erano giunte ai suoi orecchi notizie riguardanti Israele.
اما خبرهایی در مورد اسرائیلیان به گوش راحاب رسیده بود.
-
جناح
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orecchia " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orecchia" با ترجمه به فارسی
-
شکنج · لابیرنت · ماز · گوش داخلی · گوش درونی
-
gush · جناح · گوش
-
gushvâré · حلقه · منگوش · گوشواره
-
آمورفوفالوس کامپانولاتوس
-
گوش بیرونی
-
دریاگوشها · گوشدریاها
-
دریاگوشها · گوشدریاها
-
گوش میانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن