ترجمه "ortaggi" به فارسی
sabzi, sabzijât, سبزیجات بهترین ترجمه های "ortaggi" به فارسی هستند.
ortaggi
noun
masculine
دستور زبان
-
sabzi
-
sabzijât
-
سبزیجات
nounDi nuovo, una dieta a base di prodotti ortofrutticoli, ricca di ortaggi multicolori.
یکبار دیگر , یک رژیم غذایی بر پایه گیاهان سرشار از سبزیجات در انواع و اقسام رنگها
-
ترجمه های کمتر
- سبزيجات بازاري
- سبزيجات تازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ortaggi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ortaggi" با ترجمه به فارسی
-
تفالههای سبزی · پورههاي سبزي
-
سبزیجات خشکشده
-
سبزیجات کنسروشده
-
سبزيجات سبز · سبزيجات پربرگ · سبزيجات گلآذيني · سبزیجات برگی
-
سبزیجات منجمد
-
آبسبزیها
-
سبزيجات سبز · سبزيجات پربرگ · سبزيجات گلآذيني · سبزیجات برگی
-
ماشینهای برداشت سبزی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن