ترجمه "oscillare" به فارسی
navasân dâshtan, به هدف خوردن, تاب خوردن بهترین ترجمه های "oscillare" به فارسی هستند.
oscillare
verb
دستور زبان
Variare fra due estremi (riferito a grandezze, valori e sim.).
-
navasân dâshtan
-
به هدف خوردن
verb -
تاب خوردن
verbDD: Questo io lo chiamo oscillare nella pioggia.
این چیزیه که من بهش می گم تاب خوردن در بارون.
-
ترجمه های کمتر
- لرزیدن
- میخ زدن
- نوسان داشتن
- نوسان کردن
- وول خوردن
- پرپر زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oscillare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "oscillare" با ترجمه به فارسی
-
واکنش ساعتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن