ترجمه "ospedale" به فارسی
بیمارستان, bimârestân, mariz-khâné بهترین ترجمه های "ospedale" به فارسی هستند.
ospedale
noun
masculine
دستور زبان
Luogo dove le persone ferite o malate vengono curate o dove vengono condotte analisi sanitarie.
-
بیمارستان
nounمحلی برای درمان و نگهداری بیماران [..]
Qui sta dipingendo un murale delle ultime orribili settimane di ospedale.
او یک نقاشی دیواری از هفته های وحشتناک آخر او در بیمارستان رو می کشد.
-
bimârestân
noun masculine -
mariz-khâné
-
مریضخانه
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ospedale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ospedale
-
بیمارستان
nounQui sta dipingendo un murale delle ultime orribili settimane di ospedale.
او یک نقاشی دیواری از هفته های وحشتناک آخر او در بیمارستان رو می کشد.
تصاویر با "ospedale"
عباراتی شبیه به "ospedale" با ترجمه به فارسی
-
بیمارستان خطرناک
-
کشتی بیمارستانی
-
بيمارستانهاي دامپزشكي · بیمارستانهای جانوری
-
بيمارستانها · خدمات بهداشتی
-
بیمارستان روانپزشکی · نوانخانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن