ترجمه "ossa" به فارسی

استخوانها, اسكلت بهترین ترجمه های "ossa" به فارسی هستند.

ossa noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوانها

    Abbiamo scavato, scavato e scavato, ma non c'erano altre ossa in giro.

    ما کندیم و کندیم و کندیم٬ اما هیچ استخوان دیگری آن اطراف نبود.

  • اسكلت

    noun

    Ha un teschio e due ossa incrociate...

    ... روش علامت كله اسكلت هست

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ossa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ossa" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ossa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه