ترجمه "osservatore" به فارسی
nâzer, فریس, مراقب بهترین ترجمه های "osservatore" به فارسی هستند.
osservatore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
nâzer
-
فریس
noun masculine -
مراقب
noun masculineIl migliore osservatore del gruppo e'Bill Roach, scommetto.
شرط ميبندم بهترين مراقب توي يگان ، " بيل روچ " ـه.
-
ترجمه های کمتر
- مشاهده کننده
- مفسر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osservatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "osservatore"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن