ترجمه "ottavo" به فارسی
hashtom, هشتم, هشتمین بهترین ترجمه های "ottavo" به فارسی هستند.
ottavo
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
hashtom
-
هشتم
noun masculine14 L’immagine della bestia viene definita “un ottavo re”.
۱۴ یوحنا مجسمهٔ وحش هفت سر را «پادشاه هشتم» توصیف کرد.
-
هشتمین
noun masculineVede anche ‘un ottavo re che viene dai sette’.
وی همچنین «هشتمین» پادشاه را دید که «از آن هفت» میباشد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ottavo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ottavo" با ترجمه به فارسی
-
اوکتاو · هشتم · هشتگان
-
âbân
اضافه کردن مثال
اضافه کردن