ترجمه "palla" به فارسی

توپ, tup, تخم بهترین ترجمه های "palla" به فارسی هستند.

palla noun feminine دستور زبان

Oggetto generalmente sferico, utilizzato in alcuni sport.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپ

    noun adjective

    oggetto generalmente sferico usato in vari sport e giochi [..]

    La mazza costa un dollaro in più della palla.

    چوب بیسبال یک دلار گرانتر از توپ است.

  • tup

    feminine
  • تخم

    noun feminine

    Ho tagliato circa un terzo di peli di palla.

    من تقريباً يک سوم تخم هامو با تيغ زدم ديگه!

  • ترجمه های کمتر

    • افسانه
    • بيضه
    • بیضه
    • حکایت
    • خايه
    • داستان
    • دروغ
    • شرح
    • قصه
    • کره
    • گلوله
    • گلوله تفنگ
    • گوی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " palla " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "palla"

عباراتی شبیه به "palla" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "palla" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه