ترجمه "pane" به فارسی
نان, nân, تکه بهترین ترجمه های "pane" به فارسی هستند.
pane
noun
masculine
دستور زبان
-
نان
nounاز نان های ایرانیان
Per favore, usa le pinze per prendere il pane, grazie.
خواهشمند است نانها را با انبرک بردارید؛ با سپاس.
-
nân
noun masculine -
تکه
noun masculinePorge un pane agli apostoli e dice: ‘Mangiatelo, perché questo significa il mio corpo che sarà dato per voi’.
او تکه نانی را به رسولانش میدهد و میگوید: ‹بخورید، زیرا این به معنای بدن من است که برای شما داده میشود.›
-
ترجمه های کمتر
- قالب
- قرص نان
- قوت
- مایه حیات
- معیشت
- نان وپنیر
- نون
- چرک
- چورک
- کله قند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pane " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pane"
عباراتی شبیه به "pane" با ترجمه به فارسی
-
آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوکارپوس آلتیلیس · درخت نان
-
درخت نان آفريقايي
-
استگوبیوم · سوسك داروخانه
-
تركوليا آفريقایی · ترکولیا آفریکانا · درخت نان آفريقايي
-
میوه درخت نان
-
نهالکاری ریشهخاکدار
-
ساندویچ پنیر
-
آرتوكارپوس انتگرا · آرتوكارپوس انتگريفوليا · آرتوكارپوس انسيستا · آرتوكارپوس كومونيس · آرتوکارپوس آلتیلیس · آرتوکارپوس هتروفیلوس · درخت نان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن