ترجمه "papa" به فارسی
پاپ, pâp, خلیفه اعظم بهترین ترجمه های "papa" به فارسی هستند.
papa
noun
masculine
دستور زبان
-
پاپ
adjective noun properعنوانی برای رهبر کاتولیک های جهان
Il nipote e cane da guardia del papa?
برادر زاده ي پاپ و سگ شکاري ؟
-
pâp
-
خلیفه اعظم
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " papa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Papa
-
پاپ
nounSenza dubbio, per assicurarsi che il Papa lo legittimasse.
شکي نيست که پاپ رو وادار کرده اعلام کنه منع قانوني نداره.
تصاویر با "papa"
عباراتی شبیه به "papa" با ترجمه به فارسی
-
ژان پل دوم
-
امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
-
بابا · باباجان · پاپ · پاپا · کشیش ناحیه
-
امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن