ترجمه "parallelo" به فارسی

madâr, movâzi, مدار بهترین ترجمه های "parallelo" به فارسی هستند.

parallelo adjective noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • madâr

  • movâzi

  • مدار

    Stanno costruendo una grande arma al 35simo parallelo, a meno di 800 chilometri da qui.

    در مدار 35 درجه و در فاصله 800 کيلومتري اينجا سلاحي عظيم در حال ساخته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parallelo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "parallelo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "parallelo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه