ترجمه "parametro" به فارسی
سنجه, متغیر, پارامتر بهترین ترجمه های "parametro" به فارسی هستند.
parametro
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
سنجه
masculine -
متغیر
noun masculine -
پارامتر
Molti esperimenti hanno dimostrato che pochi semplici parametri concorrono a rendere un viso attraente.
بسیاری از آزمایشها نشان دادهاند که یک چهره را چند پارامتر اساسی به چهرهای جذاب تبدیل میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parametro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parametro" با ترجمه به فارسی
-
علائم حیاتی
-
جستجوی پارامتری
-
مدل اجزای محدود
-
واريانس ژنتيكي · پارامترهای ژنتیکی
-
عناصر مداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن