ترجمه "parassiti" به فارسی
آفات, آفت بهترین ترجمه های "parassiti" به فارسی هستند.
parassiti
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
آفات
Il ronzio, le punture, il prurito, la zanzara è uno dei parassiti più comunemente detestati.
وز وز، نیش، خارش، پشه یکی از معمول ترین آفات منفور شناخته شده در جهان است.
-
آفت
nounDove prima vedevate solo un parassita, ora pensate al gusto della vostra futura birra preferita.
حالا دیگه به جای دیدن اون آفت میتونین به چشیدن آبجوی موردعلاقهی آیندهتون فکر کنین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parassiti " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parassiti" با ترجمه به فارسی
-
گیاهان انگلی
-
توري (كنترل آفت)
-
آفات حشره · حشرات آسيبرسان · حشرات آفت · حشرات زيانآور · حشرات مضر
-
نماتودهاي انگلي گياه · نماتودهای گیاه · گياهنماتودها
-
انگلزدايي موجودات زنده · ريشهكني آفت · مديريت آفت · کنترل آفت
-
انگلها · برونانگلها · درونانگلها
-
نماتودهاي خاك (غير انگلي)
-
angal · tofeili · انگل · زالو · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن