ترجمه "parlata" به فارسی
بیان, لهجه بهترین ترجمه های "parlata" به فارسی هستند.
parlata
noun
particle
feminine
دستور زبان
-
بیان
nounSappiamo che la “generazione” di cui parlò Gesù comprende due gruppi di cristiani unti.
ما درک کردهایم که عیسی با بیان «این نسل» به دو گروه از مسحشدگان اشاره کرد.
-
لهجه
noun feminineClaire ha detto che gli assalitori parlavano bene ed indossavano abiti di buona fattura.
کلیر گفت متجاوزها لهجه بالاشهری داشتن و لباسای گرون تنشون بوده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " parlata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "parlata" با ترجمه به فارسی
-
چه برسه
-
ادا کننده · ناطق
-
goftan · harf zadan · sohbat kardan · حرف زدن · سخن گفتن · صحبت کردن · گفتن · گپيدن
-
روسی بلد نیستم
-
چنین گفت زرتشت
-
بالبداهه گفتن · سرهمبندی کردن
-
با او حرف بزن
-
انگليسى نمیتونم حرف بزنم · انگلیسی بلد نیستم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن