ترجمه "partita" به فارسی
mosâbeqé, مسابقه, ارسال بهترین ترجمه های "partita" به فارسی هستند.
partita
verb
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
mosâbeqé
-
مسابقه
noun feminineSe dovesse piovere domani, la partita verrebbe rinviata.
اگر قرار بود فردا باران ببارد، مسابقه به تعویق میافتاد.
-
ارسال
noun femininepossiamo farne parte, quindi hanno iniziato a mandarmi foto
ما میتونیم بخشی از این باشیم، و مردم شروع به ارسال عکس برای من کردند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " partita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "partita"
عباراتی شبیه به "partita" با ترجمه به فارسی
-
برادرها · تنیها · چهارقلوها
-
حزب سوسیالدموکرات اتریش
-
حزب کارگران سوسیال دموکرات سوئد
-
حزب کمونیست اتحاد شوروی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن