ترجمه "passare" به فارسی
گذشتن, gozashtan, gozâr kardan بهترین ترجمه های "passare" به فارسی هستند.
passare
verb
دستور زبان
Del tempo: scorrere, essere speso. [..]
-
گذشتن
verbHo cercato trovare un modo di passare il confine maledetto.
من يه راهي براي گذشتن از اين مرز لعنتي پيدا کردم.
-
gozashtan
-
gozâr kardan
-
ترجمه های کمتر
- morur kardan
- radd shodan
- انداختن در
- بالاتر بودن
- برتری یافتن
- بسرعت گذشتن
- تجاوز کردن
- تحلیل رفتن قوا
- جابجایی
- خرج کردن
- دادن
- رد شدن از
- سرزدن
- سپنج کردن
- صرف شدن
- صرف کردن
- متجاوز بودن
- منقضی شدن
- همراه رفتن
- پیاده کردن
- کمک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passare" با ترجمه به فارسی
-
سرد شدن · مغفول ماندن
-
گردنه سیمپلون
-
الک · صافی · غربال · پالایش کننده
-
برانداز · نگاه مختصر
-
gozashté · mâzi · qadim · زمان کذشته · زمان گذشته · سال گذشته · ماضی · پارسال · کذشته · گذشته
-
کشمش
-
تقویم کردن
-
qadam · اثر پا · جاى پا · خرامیدن · قدم (اسب)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن