ترجمه "patria" به فارسی

میهن, وطن, mihan بهترین ترجمه های "patria" به فارسی هستند.

patria noun adjective feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • میهن

    noun

    Ricchezze, armamenti, piaceri, governanti, la patria o i suoi simboli e molte altre cose hanno finito per essere oggetto di devozione.

    ثروت، تسلیحات، خوشگذرانی، فرمانروایان، میهن یا نمادهای آن، و بسیاری چیزهای دیگر مورد ستایش هستند.

  • وطن

    noun

    Geova mostrerà misericordia a “Giacobbe” permettendo alla nazione di tornare in patria.

    یَهُوَه به «یعقوب» رحمت نشان خواهد داد زیرا به قوم اجازه میدهد به وطن خود بازگردند.

  • mihan

  • ترجمه های کمتر

    • vatan
    • zâd-gâh
    • âb-o-khâk
    • سرزمین
    • کشور
    • زادبوم
    • مادر میهن
    • کشور اصلی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "patria" با ترجمه به فارسی

  • مادر میهن · میهن · وطن · کشور اصلی
اضافه کردن

ترجمه های "patria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه