ترجمه "pavimento" به فارسی
کفپوش, kaf-e zamin, فرش بهترین ترجمه های "pavimento" به فارسی هستند.
pavimento
noun
verb
masculine
دستور زبان
La parte di una stanza sulla quale si cammina.,
-
کفپوش
Dormivo spesso su una stuoia sopra il pavimento di legno.
تخت من اغلب زیراندازی حصیری روی کفپوش چوبی بود.
-
kaf-e zamin
-
فرش
noun masculineE'tutto sotto il pavimento, e la combinazione e'la data del nostro matrimonio.
پايين بودن, روي فرش و سالگردمون چيزهاي هستند که ازمون محافطت ميکنند.
-
ترجمه های کمتر
- كف
- کف
- کف زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pavimento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pavimento"
عباراتی شبیه به "pavimento" با ترجمه به فارسی
-
دامپروري كفنردهشده
-
کفهای نردهای
-
صاف کردن · فرش کردن
-
کفها · کفها (در ساختمان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن