ترجمه "pena" به فارسی

غم, تنبیه, hozn بهترین ترجمه های "pena" به فارسی هستند.

pena noun verb feminine دستور زبان

Sanzione punitiva a carico di chi abbia infranto la legge.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • غم

    noun

    Battezzalo, prima che sua madre mi procuri delle pene.

    قبل از اینکه مادرش زبون به غم و غصه باز کنه ، توی آب بذاریدش.

  • تنبیه

    noun

    sanzione giuridica comminata a conseguenza della violazione di un precetto di diritto

    Ho lavorato ad un lungo progetto su crimine e pena in America.

    مشغول کار روی پروژه ای طولانی درباره جنایت و تنبیه در آمریکا بودم.

  • hozn

  • ترجمه های کمتر

    • mehnat
    • ranj
    • tanbih
    • ğam
    • اظهارتاسف
    • افسوس
    • اندوه
    • تلاش
    • جريمه
    • جهد
    • حس ترحم
    • دریغ
    • دلسوزی
    • رحم
    • زاری
    • سزا
    • سعی
    • شفقت
    • غمخواری
    • مجازات
    • کوشش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pena " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pena" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pena" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه