ترجمه "periferica" به فارسی
دستگاه جانبی, افزاره, دستگاه بهترین ترجمه های "periferica" به فارسی هستند.
periferica
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
دستگاه جانبی
Non è una periferica per video game.
دستگاه جانبی یک بازی ویدئویی نیست.
-
افزاره
feminine -
دستگاه
noun feminineNon è una periferica per video game.
دستگاه جانبی یک بازی ویدئویی نیست.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " periferica " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "periferica" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه های چاپ و تصویرسازی
-
اهل حومه شهر
-
بیماری عروق محیطی
-
پلینوریت
-
دستگاه عصبی پیرامونی
-
دستگاه ورودی
-
اعصاب · اعصاب محيطي · عصب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن