ترجمه "pesto" به فارسی
پستو ترجمه "pesto" به فارسی است.
pesto
adjective
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
پستو
condimento
Mi dai 2 etti di insalata di pasta al pesto?
ممکنه 500 گرم سالاد پستو پاستا بديد ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pesto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pesto" با ترجمه به فارسی
-
طاعون
-
تب خوكی كلاسيك · تب خوکی · وبای خوکی
-
ویروس بیماری اسب آفریقایی
-
ويروس تب خوكی كلاسيك · ويروس وباي خوك · ویروس تب خوکی
-
لارو چركدار آمريكايي · لارو چركدار اروپايي · لارو چرکدار
-
tâʼun · اذیت · ازار · ترس زیاد · طاعون · لاب ‘تفا · مایه رنجش · کف شیر
-
اثر پا
-
طاعون گاوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن