ترجمه "piangere" به فارسی
گریستن, گریه کردن, geristan بهترین ترجمه های "piangere" به فارسی هستند.
piangere
verb
دستور زبان
Versare lacrime per effetto di un'emozione.
-
گریستن
verbVersare lacrime per effetto di un'emozione.
E cominciarono a piangere fortemente, dicendo: Ecco, le nostre greggi sono già disperse.
و آنها شروع به گریستن بی اندازه ای نمودند، گفتند: بنگرید، گلّه های ما اکنون پراکنده شده اند.
-
گریه کردن
verbVersare lacrime per effetto di un'emozione.
Furono scioccate, si misero a piangere e dissero che volevano studiare.
آنان جا خوردند و شروع به گریه کردند که میخواهند مطالعهٔ خانوادگیمان را انجام دهیم.
-
geristan
-
ترجمه های کمتر
- geryé kardan
- zâri kardan
- اشک ریختن
- تاسف خوردن
- سوگواری کردن
- شدیدبودن
- نوحه سرایی کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piangere " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "piangere"
عباراتی شبیه به "piangere" با ترجمه به فارسی
-
بذركارها · بسترسازها · تجهيزات بذرافشاني · تجهيزات نهالکاری · تجهیزات کاشت · ماشينهاي گلدانکاری
-
غلات دانه كوچك (گياه)
-
محصولات درختي · محصولات كشتزار · محصولات کشتزاری · محصولات گیاهی · گياهان اقتصادي · گياهان زراعي · گياهان مفيد
-
زيستتنظيمگرها (گياه)
-
گياهان خانگي · گياهان درونخانهاي · گياهان مخزني · گیاهان گلدانی
-
نرزدایی گیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن