ترجمه "piantare" به فارسی

kâshtan, کاشتن, ول کردن بهترین ترجمه های "piantare" به فارسی هستند.

piantare verb دستور زبان

Mettere una pianta nella terra in modo che metta radici e cresca. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • kâshtan

  • کاشتن

    verb

    Che dire degli alberi piantati presso questi canali?

    نتیجهٔ کاشتن این درختان در کنار نهرهای آب چیست؟

  • ول کردن

    verb

    Ho piantato tutti in asso!

    اوه ، همين که تلگراف ماري رو دريافت کردم وسط مهموني ول کردم و اومدم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piantare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "piantare"

عباراتی شبیه به "piantare" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "piantare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه