ترجمه "piccioni" به فارسی
کبوترها ترجمه "piccioni" به فارسی است.
piccioni
noun
masculine
دستور زبان
-
کبوترها
Un gruppo di scienziati ha mostrato la potenza del condizionamento operante nell'insegnare ai piccioni ad essere intenditori d'arte.
گروهی دانشمند، با استفاده از توانایی شرطی شدنِ فعال کبوترها را طوری آموزش دادند که هنرشناس شوند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piccioni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "piccioni" با ترجمه به فارسی
-
kabutar · kaftar · سپاروک · فاخته · قمری · كبوتر · محبوبه · کالوج · کبوتر · کفتر
-
کبوتر چاهی · کبوتر کوهی
-
با یک تیر دو نشان زدن
-
کبوتر چاهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن