ترجمه "pigra" به فارسی
تنبل, تَنبَل بهترین ترجمه های "pigra" به فارسی هستند.
pigra
adjective
دستور زبان
-
تنبل
adjectiveChi è operoso non è pigro, ma non è neanche un maniaco del lavoro.
شخص سختکوش نه تنبل است و نه معتاد به کار.
-
تَنبَل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pigra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pigra" با ترجمه به فارسی
-
lash · tambal · tanbal · تنبل · تَنبَل · رخوتناک · لس
-
میموزا پیگرا
-
lash · tambal · tanbal · تنبل · تَنبَل · رخوتناک · لس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن